صحیفه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : آرش رضایی
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تسبیح زیاد امام‏ سجاد
امام علیه‏السلام پیوسته مشغول ذکر، تسبیح و حمد خدا بود، با این کلمات درخشان، خدا را تسبیح می‏گفت: 
«سبحان من اشرق نوره کل ظلمة، سبحان من قدر بقدرته کل قدرة، سبحان من احتجب عن العباد بطرائق نفوسهم، فلا شی‏ء یحجبه، سبحان الله و بحمده.» [1] . 

پی نوشت ها:
[1] دعوات قطب راوندی: ص 34 خطی موجود در کتابخانه آقای حکیم یعنی: پاک و منزله است آن خدایی که نورش هر تاریکی را روشن کرده است و پاک و منزه است آن خدایی که به قدرت خود هر قدرتی را مقدر فرموده است پاک و منزه است خدایی که از بندگان به وسایط نفوس ایشان پوشیده است و اگر نه هیچ چیز او را پوشیده نمی‏دارد، پاک و منزه است خداوند و به ستایش او مشغولم. 

منبع: تحلیلی از زندگانی امام سجاد (جلد 1)؛ باقر شریف قرشی مترجم محمد رضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام 1372.




نوع مطلب : عبادات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 29 فروردین 1393
آرش رضایی
سجده‏ های زیاد امام سجاد
به راستی که نزدیکترین حالات بنده به پروردگارش - به طوری که در حدیث آمده - حالت سجده‏های اوست امام زین العابدین علیه‏السلام از باب خضوع و کوچکی در پیشگاه خدا سجده‏های فراوانی داشت و خدا را زیاد سجده می‏کرد. راویان نقل کرده‏اند: روزی امام علیه‏السلام از شهر بیرون شد و به صحرا رفت، یکی از غلامان پشت سر آن حضرت بود، دید آن حضرت روی سنگ سخت و مضرسی به سجده رفت. غلام می‏گوید: شمردم؛ هزار مرتبه گفت:: لا اله الا الله حقا حقا لا اله الا الله تعبدا ورقا، لا اله الا الله ایمانا و صدقا.» [1] و سجده شکر به جا می‏آورد و صد بار می‏گفت: «الحمد لله شکرا» و پس از آن می‏گفت: 
«یا ذالمن الذی لا ینقطع ابدا و لا یحصیه غیره عددا و یا ذالمعروف الذی لا ینفذ ابدا، یا کریم، یا کریم...» و پس از آن همچنان (در حال سجده) گریه می‏کرد. [2] . 

پی نوشت ها: 
[1] وسائل الشیعه: 4 / 981. یعنی خدایی جز تو نیست در حالی که تو حقی، خدایی جز تو نیست از روی بندگی و رقیت و خدایی جز تو نیست، از روی ایمان و صداقت. 
[2] وسائل الشیعه: 4 / 1079. یعنی: ای صاحب احسان که هرگز احسانت قطع نگردد و جز تو کسی شمار نعمتهایت را نداند، و ای نیکوکاری که نیکوکاریت هرگز پایان نیابد، ای بخشنده! ای بخشنده.... 

منبع: تحلیلی از زندگانی امام سجاد (جلد 1)؛ باقر شریف قرشی مترجم محمد رضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام 1372.




نوع مطلب : عبادات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 29 فروردین 1393
آرش رضایی
قضای نماز نافله
هیچ نماز نافله‏ای در طول مدت عمر امام علیه‏السلام از آن حضرت فوت نشد و اگر نافله‏ای از نوافل روز قضا می‏شد در شب قضای آن را به جا می‏آورد و پسرانش را به این عمل سفارش می‏کرد و می‏فرمود: «پسران من! البته این عمل بر شما واجب نیست اما من دوست دارم که هر کدام از شما که به کار نیکی عادت کردید، آن را ادامه دهید.» [1] . 

پی نوشت ها: 
[1] صفة الصفوه: 2 / 53.

منبع: تحلیلی از زندگانی امام سجاد (جلد 1)؛ باقر شریف قرشی مترجم محمد رضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام 1372.




نوع مطلب : عبادات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 29 فروردین 1393
آرش رضایی
مدینه در محاصره دشمن
سعید بن مسیب - که یکی از اصحاب و یاران امام سجّاد، حضرت زین العابدین علیه السّلام است - حکایت کند: در آن هنگامی که دشمن به شهر مدینه طیبه حمله و هجوم آورد و تمام اموال و ثروت مسلمان ها را چپاول کرده و به غارت بردند، مدّت سه شبانه روز اطراف مسجد النّبی صلّی اللّه علیه و آله در محاصره دشمن قرار گرفت. 
و در طی این مدّت، ما به همراه امام سجّاد علیه السّلام بر سر قبر مطهّر حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله می آمدیم؛ و زیارت می کردیم و نماز می خواندیم، ولی هرگز دشمن متوجّه ما نمی شد و ما را نمی دید. و هنگامی که کنار قبر مطهّر می رسیدیم، حضرت سجّاد علیه السّلام سخنانی را با قبر مطرح و زمزمه می نمود که ما متوجّه آن سخنان نمی شدیم. 
در یکی از همین روزها در حالتی که مشغول زیارت قبر مطهّر بودیم و حضرت نیز با قبر مطهّر و مقدّس جدّش سخن می گفت، ناگاه مردی اسب سوار را دیدیم، در حالتی که لباس سبز پوشیده بود و سلاحی در دست داشت، بر ما وارد شد. 
و چون هر یک از نیروی دشمن می خواست به قبر شریف جسارتی کند، آن اسب سوار با سلاح خود به آن شخص مهاجم اشاره می نمود و بدون آن که آسیبی به او برسد، در دم به هلاکت می رسید. و پس از آن که مدّت قتل و غارت پایان یافت و دشمنان از شهر مدینه طیبه بیرون رفتند، امام سجّاد حضرت زین العابدین علیه السّلام تمامی زیور آلات زنان بنی هاشم را جمع آوری نمود؛ و خواست که آن هدایا را به رسم تشکّر و قدردانی، تقدیم آن اسب سوار سبزپوش نماید؛ لیکن او خطاب به امام زین العابدین علیه السّلام کرد و اظهار داشت: 
یابن رسول اللّه! من یکی از ملائکه الهی هستم که چون دشمن به شهر مدینه طیبه و همچنین به اهالی آن حمله کرد، از خداوند متعال اجازه خواستم تا حامی و پشتیبان شما باشم. [1] . 

پی نوشت ها: 
[1] بحارالانوار: ج 45، ص 131، ح 21، مناقب ابن شهر آشوب: ج 3، ص 284. 

منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام زین العابدین؛ عبداللّه صالحی.




نوع مطلب : حکایتهای از امام سجاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 25 فروردین 1393
آرش رضایی
استجابت دعا در هلاکت دشمن
محدّثین و تاریخ نویسان آورده اند: 
پس از واقعه دلخراش کربلاء، و بعد از وقوع تحوّلاتی در حکومت بنی امیه، مختار ثقفی روی کار آمد. و یکی از فرماندهان مختار شخصی به نام ابراهیم فرزند مالک اشتر بود، که بعد از آن که عبیداللّه بن زیاد ملعون را دست گیر کردند، توسّط ابراهیم، فرمانده لشکر مختار در کنار رودی به نام خارز به هلاکت رسید و سپس سر آن خبیث را به همراه چند سر دیگر از جنایت کاران و قاتلین - در صحنه عاشورای حسینی سلام اللّه علیه - را برای مختار فرستاد. 
و مختار نیز بی درنگ و بدون فوت وقت، سر عبیداللّه ملعون را برای امام سجّاد، حضرت زین العابدین علیه السّلام و همچنین عمویش محمّد حنفیه إرسال داشت. 
هنگامی که سر آن ملعون را حضور امام سجّاد علیه السّلام آوردند، آن حضرت کنار سفره طعام نشسته بود و غذا تناول می نمود. و چون چشم حضرت بر آن سر افتاد، فرمود: هنگامی که ما را به مجلس عبیداللّه بن زیاد وارد کردند، آن ملعون با اصحاب خود مشغول خوردن غذا بود و سر مقدّس و مطهّر پدرم، حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السّلام را نیز مقابلش نهاده بودند. 
و من در همان حالت از خداوند متعال تقاضا کردم: پیش از آن که از این دنیا بروم، سر بریده ابن زیاد ملعون را ببینم. شکر و سپاس خداوند متعال را به جا می آورم که دعای مرا مستجاب نمود. 
پس از آن، امام سجّاد علیه السّلام سر آن ملعونِ خبیث و پلید را به دور انداخت و سر بر سجده شکر نهاده و چنین اظهار داشت: حمد می گویم و سپاس به جا می آورم خداوند متعالی را که دعای مرا به استجابت رساند و در این دنیا انتقام خون به ناحقّ ریخته پدرم را از دشمن گرفت. 
و سپس افزود در پایان: خداوند، مختار را پاداش نیک و جزای خیر عطا فرماید. [1] . 

پی نوشت ها: 
[1] أعیان الشّیعة: ج 1، ص 636. 

منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام زین العابدین؛ عبداللّه صالحی.




نوع مطلب : حکایتهای از امام سجاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 25 فروردین 1393
آرش رضایی
مناجات متوسلین
این مناجات معروف به «مناجات متوسلین» است که امام علیه‏السلام بدان وسیله به درگاه خدا نالیده و رحمت و رضوان او را درخواست کرده است: 
«الهی لیس لی وسیلة الیک الا عواطف رأفتک، ولالی ذریعة الیک الا عوارف رحمتک، و شفاعة نبیک نبی الرحمة، و منقذ الامة من الغمة فاجعلهما لی سببا الی نیل غفرانک، و صیرهما لی وصلة الی الفوز برضوانک، و قد حل رجآئی بحرم کرمک، و حط طمعی بفنآء جودک، فحقق فیک املی و اختم بالخیر عملی، و اجعلنی من صفوتک الذین احللتهم بحبوحة جنتک، و بواتهم دار کرامتک و اقررت اعینهم بالنظر الیک یوم لقآئک، و اورثتهم منازل الصدق فی جوارک. 
یا من لا یفد الوافدون علی اکرم منه، و لا یجد القاصدون ارحم منه، یا خیر من خلا به وحید، و یا اعطف من اوی الیه طرید، الی سعة عفوک مددت یدی و بذیل کرمک اعلقت کفی، فلا تولنی الحرمان، و لا تبلنی بالخیبة و الخسران، یا سمیع الدعآء یا ارحم الراحمین». 
«خدایا مرا وسیله دیگری جز عواطف لطف و مهربانیت به سوی تو نیست و دستاویزی از عطایای رحمت خویش و شفاعت پیامبر، نبی رحمتت، آن که در دو جهان نگهدار امت از رنج و غم است وجود ندارد، پس خداوندا این دو را وسیله آمرزش و سبب وصول من به مقام سعادت و بهشت رضوانت قرار ده و کاروان امید مرا به حریم درگاه کرمت وارد بفرما و راحله طمعم در آستان جود و احسانت فرود آمده است پس امید و آرزویی را که به لطف و کرمت دارم بر آورده و محقق گردان و پایان کارم را ختم به خیر فرما و مرا از جمله بندگان خاص و با اخلاص خودت قرار ده آن بندگانی که در میان بهشت مخصوص خود در آوری و در جایگاه عزت و کرامتت منزل دهی و به مشاهده حسن و جمالت در روز دیدار، چشمشان را روشن سازی و آنها را وارثان منزلهای صدق و صفا در جوار رحمت خود گردانی. 
ای خدایی که هیچ کس بر شخصی کریمتر و بزرگوارتر از تو وارد نشده و هیچ نیازمندی مهربانتر و بخشنده‏تر از تو را نیافته است ای بهترین کسی که درماندگان به خلوت تو راه یافتند و ای مهربانترین کسی که گریختگان به سوی تو پناه آوردند، ای خدای مهربان، من به ساحت عفو و بخشندگیت رو آورده و دست نیاز دراز کرده‏ام و به دامن احسانت چنگ زده‏ام پس خداوندا! امیدم را نا امید مکن و مرا دچار زیان و حرمان مفرما ای شنونده دعاها ای بخشنده‏ترین بخشایندگان...» 
امام علیه‏السلام در این مناجات به خدای تعالی توسل جسته و از او درخواست کرده تا عواطف رحمت خویش و شفاعت پیامبرش را نصیب او گرداند و این دو را وسیله وصول به رضوان و مغفرت خویش قرار دهد، و زندگی عطر آگین و ارزنده او را ختم بخیر گرداند و او را در آخرت، در سرای کرامت خود منزل دهد و از برگزیدگان بندگان منتخب و نیکوکار خود قرار دهد. 

منبع: تحلیلی از زندگانی امام سجاد (جلد 2)؛ باقر شریف قرشی؛ ترجمه محمد رضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام 1372.




نوع مطلب : نیایش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 25 فروردین 1393
آرش رضایی
مناجات محبین
این مناجات معروف به «مناجات محبین» است، در این مناجات چنین آمده است: 
«الهی من ذا الذی ذاق حلاوة محبتک، فرام منک بدلا، و من ذا الذی انس بقربک، فابتغی عنک حولا؟ الهی فاجعلنا ممن اصطفیته لقربک و ولایتک و اخلصته لودک و محبتک، و شوقته الی لقآئک و رضیته بقضائک، و منحته بالنظر الی وجهک و حبوته برضاک، و اعدته من هجرک و قلاک و بواته مقعد الصدق فی جوارک، و خصصته بمعرفتک، و اهلته لعبادتک، و هیمت قلبه لارادتک، و اجتبیته لمشاهدتک، و اخلیت وجهه لک، و فرغت فؤاده لحبک، و رعبته فی ما عندک، و الهمته ذکرک، و اوزعته شکرک، و شغلته بطاعتک، و صیرته من صالحی بریتک، و اخترته لمناجاتک، و قطعت عنه کل شی‏ء یقطعه عنک. 
اللهم اجعلنا ممن دابهم الارتیاح الیک و الخیر، ودهرهم الزفره و الأنین، جباههم ساجدة لعظمتک و عیونهم ساهرة فی خدمتک، و دموعهم سآئلة من خشیتک، و قلوبهم متعلقة بمحبتک، و افئدتهم منخلعة من مهابتک، یا من انوار قدسه لأبصار محبیه رآئقة، و سبحات وجهه لقلوب عارفیه شآئقة، یا منی قلوب المشتاقین، و یا غایة آمال المحبین اسالک حبک و حب من یحبک، و حب کل عمل یوصلنی الی قربک، و ان تجعلک احب الی مما سواک و ان تجعل حبی ایاک قآئدا الی رضوانک، و شوقی الیک ذائدا عن عصیانک، و امنن بالنظر الیک علی، و انظر بعین الود و العطف الی، و لا تصرف عنی وجهک، و اجعلنی من اهل الاسعاد و الحظوة عندک یا مجیب یا ارحم الراحمین». «خداوندا کیست که حلاوت محبت تو را چشیده و در عین حال جز تو را بخواهد؟ و کیست که به مقام قرب تو رسیده باشد و با وجود آن لحظه‏ای از تو رو برگرداند؟ 
پس خدایا ما را از آنانی قرار ده که برای تقرب و دوستی خودت برگزیده‏ای و آنان را ویژگان عشق و محبت خویش قرار داده‏ای و مشتاق لقا و خشنود به قضای خود ساخته‏ای و نعمت شهود خویش را به او عطا کرده‏ای و او را برای مقام رضایت انتخاب کرده‏ای و از هجرانت به پناهت آورده‏ای و در جوار رحمت خویش در نشیمن‏گاه عالم صدق و حقیقت جا داده‏ای و به مقام معرفت مخصوص گردانیده‏ای و لیاقت پرستش خویش را به او عطا کرده‏ای و او را دلباخته عشق و محبت و برگزیده دیدار رحمتت کرده‏ای و یکباره روی او را به سوی خود گردانده‏ای و دلش را از هر چه غیر از دوستی توست تهی کرده‏ای و او را بدانچه در نزد خویش داری علاقه‏مند ساخته‏ای و ذکرت را بر قلب او انداخته‏ای و شکر و سپاست را به او آموخته‏ای و به طاعت خود مشغول نموده‏ای و او را از شایستگان مخلوقت قرار داده‏ای و برای مناجاتت برگزیده‏ای و از آنچه باعث دوری از درگاه تو باشد علاقه‏اش را بریده‏ای. 
خدایا ما را از آنانی قرار ده که فطرة به تو شادمان و خرسندند و از دل، فریاد شوق بر آوردند و تمام عمر با ناله عاشقانه همراهند و پیشانیشان را در پیشگاه عظمتت به خاک ساییده و چشمانشان در محضر تو بیدار و اشک دیدگانشان از خوف و خشیت تو جاری و دلهایشان به عشق و محبت تو وابسته و قلبهایشان را هیبت و شکوه تو از همه جهان گسسته است، ای خدایی که انوار قدسیت برای چشم دوستانت در کمال روشنی و تجلیات ذات مقدست بر دلهای عارفان شوق و نشاط انگیز است ای آرزوی دل شیفتگان و ای منتهای آرمان محبان و عاشقان از تو درخواست می‏کنم دوستی خودت و دوستی دوستانت را و دوستی هر کاری را که باعث تقرب من به پیشگاه تو گردد و هم درخواست می‏کنم که خود را از هر چه غیر توست بر من محبوبتر سازی و محبتم را به مقام خشنودی خودت منتهی نمایی و شوقم را به خودت بیشتر از عصیان و نافرمانیم قراردهی و بر من به نگاهی به جمال بی‏مثالت منت گذاری و مرا به چشم لطف و محبت خویش بنگری و هیچ گاه از من رو نگردانی و مرا از اهل سعادت و سالکان راه محبت خود قرار دهی ای اجابت کننده دعای بندگان و ای مهربانترین مهربانان.» 
امام علیه‏السلام در این مناجات خود پرده از روی محبت خالص و علاقه عمیق خود نسبت به ذات اقدس حق تعالی برداشته است در حالی که از او درخواست کرده تا برای تقرب به درگاه خود او را برگزیند و مشتاق لقای خود سازد و قلب او را به محبت خود مشغول گرداند و در طاعت و عبادتش انیس و مونس او باشد و هر عملی را که باعث تقرب وی به پیشگاه خدا و مجاورت رحمت او می‏گردد بر آن عمل وا دارد. 

منبع: تحلیلی از زندگانی امام سجاد (جلد 2)؛ باقر شریف قرشی؛ ترجمه محمد رضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام 1372.




نوع مطلب : نیایش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 25 فروردین 1393
آرش رضایی
مناجات محبین
این مناجات معروف به «مناجات محبین» است، در این مناجات چنین آمده است: 
«الهی من ذا الذی ذاق حلاوة محبتک، فرام منک بدلا، و من ذا الذی انس بقربک، فابتغی عنک حولا؟ الهی فاجعلنا ممن اصطفیته لقربک و ولایتک و اخلصته لودک و محبتک، و شوقته الی لقآئک و رضیته بقضائک، و منحته بالنظر الی وجهک و حبوته برضاک، و اعدته من هجرک و قلاک و بواته مقعد الصدق فی جوارک، و خصصته بمعرفتک، و اهلته لعبادتک، و هیمت قلبه لارادتک، و اجتبیته لمشاهدتک، و اخلیت وجهه لک، و فرغت فؤاده لحبک، و رعبته فی ما عندک، و الهمته ذکرک، و اوزعته شکرک، و شغلته بطاعتک، و صیرته من صالحی بریتک، و اخترته لمناجاتک، و قطعت عنه کل شی‏ء یقطعه عنک. 
اللهم اجعلنا ممن دابهم الارتیاح الیک و الخیر، ودهرهم الزفره و الأنین، جباههم ساجدة لعظمتک و عیونهم ساهرة فی خدمتک، و دموعهم سآئلة من خشیتک، و قلوبهم متعلقة بمحبتک، و افئدتهم منخلعة من مهابتک، یا من انوار قدسه لأبصار محبیه رآئقة، و سبحات وجهه لقلوب عارفیه شآئقة، یا منی قلوب المشتاقین، و یا غایة آمال المحبین اسالک حبک و حب من یحبک، و حب کل عمل یوصلنی الی قربک، و ان تجعلک احب الی مما سواک و ان تجعل حبی ایاک قآئدا الی رضوانک، و شوقی الیک ذائدا عن عصیانک، و امنن بالنظر الیک علی، و انظر بعین الود و العطف الی، و لا تصرف عنی وجهک، و اجعلنی من اهل الاسعاد و الحظوة عندک یا مجیب یا ارحم الراحمین». «خداوندا کیست که حلاوت محبت تو را چشیده و در عین حال جز تو را بخواهد؟ و کیست که به مقام قرب تو رسیده باشد و با وجود آن لحظه‏ای از تو رو برگرداند؟ 
پس خدایا ما را از آنانی قرار ده که برای تقرب و دوستی خودت برگزیده‏ای و آنان را ویژگان عشق و محبت خویش قرار داده‏ای و مشتاق لقا و خشنود به قضای خود ساخته‏ای و نعمت شهود خویش را به او عطا کرده‏ای و او را برای مقام رضایت انتخاب کرده‏ای و از هجرانت به پناهت آورده‏ای و در جوار رحمت خویش در نشیمن‏گاه عالم صدق و حقیقت جا داده‏ای و به مقام معرفت مخصوص گردانیده‏ای و لیاقت پرستش خویش را به او عطا کرده‏ای و او را دلباخته عشق و محبت و برگزیده دیدار رحمتت کرده‏ای و یکباره روی او را به سوی خود گردانده‏ای و دلش را از هر چه غیر از دوستی توست تهی کرده‏ای و او را بدانچه در نزد خویش داری علاقه‏مند ساخته‏ای و ذکرت را بر قلب او انداخته‏ای و شکر و سپاست را به او آموخته‏ای و به طاعت خود مشغول نموده‏ای و او را از شایستگان مخلوقت قرار داده‏ای و برای مناجاتت برگزیده‏ای و از آنچه باعث دوری از درگاه تو باشد علاقه‏اش را بریده‏ای. 
خدایا ما را از آنانی قرار ده که فطرة به تو شادمان و خرسندند و از دل، فریاد شوق بر آوردند و تمام عمر با ناله عاشقانه همراهند و پیشانیشان را در پیشگاه عظمتت به خاک ساییده و چشمانشان در محضر تو بیدار و اشک دیدگانشان از خوف و خشیت تو جاری و دلهایشان به عشق و محبت تو وابسته و قلبهایشان را هیبت و شکوه تو از همه جهان گسسته است، ای خدایی که انوار قدسیت برای چشم دوستانت در کمال روشنی و تجلیات ذات مقدست بر دلهای عارفان شوق و نشاط انگیز است ای آرزوی دل شیفتگان و ای منتهای آرمان محبان و عاشقان از تو درخواست می‏کنم دوستی خودت و دوستی دوستانت را و دوستی هر کاری را که باعث تقرب من به پیشگاه تو گردد و هم درخواست می‏کنم که خود را از هر چه غیر توست بر من محبوبتر سازی و محبتم را به مقام خشنودی خودت منتهی نمایی و شوقم را به خودت بیشتر از عصیان و نافرمانیم قراردهی و بر من به نگاهی به جمال بی‏مثالت منت گذاری و مرا به چشم لطف و محبت خویش بنگری و هیچ گاه از من رو نگردانی و مرا از اهل سعادت و سالکان راه محبت خود قرار دهی ای اجابت کننده دعای بندگان و ای مهربانترین مهربانان.» 
امام علیه‏السلام در این مناجات خود پرده از روی محبت خالص و علاقه عمیق خود نسبت به ذات اقدس حق تعالی برداشته است در حالی که از او درخواست کرده تا برای تقرب به درگاه خود او را برگزیند و مشتاق لقای خود سازد و قلب او را به محبت خود مشغول گرداند و در طاعت و عبادتش انیس و مونس او باشد و هر عملی را که باعث تقرب وی به پیشگاه خدا و مجاورت رحمت او می‏گردد بر آن عمل وا دارد. 

منبع: تحلیلی از زندگانی امام سجاد (جلد 2)؛ باقر شریف قرشی؛ ترجمه محمد رضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام 1372.




نوع مطلب : عبادات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 25 فروردین 1393
آرش رضایی
این مناجات به نام «مناجات مریدان» معروف است و خود از دلپسندترین مناجاتهای امام علیه‏السلام به شرح ذیل می‏باشد: «سبحانک ما اضیق الطرق علی من لم تکن دلیله و ما اوضح الحق عند من هدیته سبیله. 
الهی فاسلک بنا سبل الوصول الیک و سیرنا فی اقرب الطرق للوفود علیک، قرب علینا البعید، و سهل علینا العسیر الشدید، و الحقنا بعبادک الذین هم بالبدار الیک یسارعون، و بابک علی الدوام یطرقون، و ایاک فی اللیل و النهار یعبدون، و هم من هیبتک مشفقون، الذین صفیت لهم المشارب، و بلغتهم الرغآئب، و انجحت لهم المطالب، و قضیت لهم من فضلک المآرب، و ملأت لهم ضمآئرهم من حبک و رویتهم من صافی شربک، فبک الی لذیذ مناجاتک وصلوا، و منک اقصی مقاصدهم حصلوا، فیا من هو علی المقبلین علیه مقبل، و بالعطف علیهم عآئد مفضل، و بالغافلین عن ذکره رحیم رؤوف و بجذبهم الی بابه ودود عطوف، اسألک ان تجعلنی من اوفرهم منک حظا، و اعلاهم عندک منزلا، و اجزلهم من ودک قسما، و افضلهم فی معرفتک نصیبا فقد انقطعت الیک همتی، و انصرفت نحوک رغبتی فانت لا غیرک مرادی، و لک لا لسواک سهری و سهادی و لقآؤک قرة عینی، و وصلک منی نفسی، و الیک شوقی و فی محبتک ولهی، و الی هواک صبابتی، و رضاک بغیتی، و رؤیتک حاجتی، و جوارک طلبی، و قربک غایة سؤلی، و فی مناجاتک روحی و راحتی، و عندک دوآء علتی، و شفآء غلتی، و برد لوعتی، و کشف کربتی، فکن انیسی فی وحشتی، و مقیل عثرتی، و غافر زلتی، و قابل توبتی، و مجیب دعوتی، و ولی عصمتی، و مغنی فاقتی، و لا تقطعنی عنک، و لا تبعدنی منک یا نعیمی و جنتی، و یا دنیای و آخرتی یا ارحم الراحمین.» «خداوندا! پاک و منزهی چقدر راهها برای کسی که راهنمایش تو نباشی، تنگ است! و چه قدر راه حق اگر تو راهنما باشی، واضح و روشن است! 



ادامه مطلب


نوع مطلب : عبادات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 25 فروردین 1393
آرش رضایی
انفاق پنهان
از محورهای دیگر انفاق، این است که چگونه باید انفاق نمود؟ آیا انفاق آشکارا بهتر است، یا پنهانی بودن انفاق مطلوب است؟ 
در پاسخ این سؤال می‏توان از رهنمودهای قرآن و عترت این گونه بهره برد که اگر شخصی با انفاق آشکار در اثر ریا خلوص خود را از کف می‏نهد، برای این که انفاق تنها برای رضای خدا باشد، باید به صورت پنهان صورت گیرد. نیز اگر به یک فرد حقیقی و نیازمند انفاق می‏کند، برای حفظ شخصیت وی که به خاطر نان شبش شرمنده بنده‏ی خدا نشود، بهتر است که پنهانی انفاق کند. به همین خاطر قرآن می‏فرماید: اگر به فقرا به طور مستقیم انفاق می‏کنید، پنهانی باشد، و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خیر. [1] . 
و نیز نباید منتظر ماند تا نیازمند، نیاز خود را مطرح سازد. چرا که ممکن است نیازمند آن گونه با شخصیت باشد که برای حفظ حیثیت خود، نیاز خود را مطرح نسازد، یحسبهم الجاهل اغنیاء من التعفف لا یسئلون الناس الحافا. [2] آن گونه عفاف دارند که دیگران فکر می‏کنند نیازمند نیستند. با سیلی صورت سرخ می‏کند. نیازمندی چنین شخصی را، از نشانه‏های دیگر می‏توان به کف آورد، تعرفهم بسیماهم، در این موارد باید حتما پنهانی انفاق نموده، نیاز وی را برطرف ساخت. 
به همین خاطر در سیره امامان مشاهده می‏شود که آنان شبانه به صورت پنهانی در خانه فقرا و نیازمندان می‏رفتند و نیاز آنان را برطرف می‏ساختند. امیرالمؤمنین علیه‏السلام و نیز امام مجتبی علیه‏السلام و سایر امامان همین رفتار را داشتند. سیدالساجدین علیه‏السلام را می‏بینی در شب سرد بارانی، انبان به دوش، به گرد خانه نیازمندان است، حتی هنگام پرداخت نیازهای آنان صورت خود را نیز می‏پوشاند تا کسی حضرت را نشناسد، و کان علیه‏السلام لیخرج فی اللیلة الظلماء فیحمل الجراب علی ظهره... و کان یغطی وجهه اذا ناول فقیرا لئلا یعرفه. [3] . این رفتار چند جهت انفاق را تأمین می‏کند. خلوص را حفظ می‏کند، شخصیت نیازمند به خاطر نان شبش آسیب نمی‏بیند. و نیز امام منتظر نمی‏ماند تا نیازمند به وی مراجعه کند، بلکه خود به گرد خانه نیازمند می‏گردد. که به هر سه محور قرآن تأکید دارد که انفاق باید برای خدا باشد، انفقوا فی سبیل الله. [4] «برای خدا انفاق کنید.» فان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خیر. [5] «اگر انفاق را پنهانی به نیازمندان انجام دهید، برتر است». 

پی نوشت ها: 
[1] بقره، 271. 
[2] همان، 273. 
[3] خصال، ج 2، ص 517. 
[4] بقره، 195. 
[5] همان، 273. 

منبع: امام سجاد الگوی زندگی؛ حبیب الله احمدی؛ فاطیما چاپ دوم 1384.





نوع مطلب : فضائل امام سجاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 24 فروردین 1393
آرش رضایی
انفاق یا خودسازی
از رهنمون‏های قرآن و نیز اندیشه و رفتار عترت این ارزش شفاف می‏گردد، که در نگر دینی همان گونه که به کمیت انفاق توجه شده است، به کیفیت آن بیش از کمیت توجه داده شده، که هر دو در سازندگی و اعتلای روح انسان سهم بسزایی دارند. برای شکل‏گیری این هدف دستور سازنده قرآن و عترت این است که انسان باید برای تأمین نیازهای عمومی و سازندگی و آبادگری، بخشی از امکانات و دارایی‏های خویش را در راه خدا انفاق نماید. 
انفاق یعنی گذشت از مال که برای بسیاری عزیزتر از جان است! و نقش محوری در رهایی انسان از وابستگی‏ها دارد. زیرا که وابستگی‏ها همانند زنجیر انسان را به قید می‏کشند و از حرکت و پویایی بازمی‏دارند. برای رهایی از زنجیرهای اسارت چیره شدن بر خواهش‏های نفسانی، انفاق نقش مهم را ایفا می‏نماید. 
بارور شدن انفاق و ایفای نقش آن در سازندگی انسان و نیز نقش اقتصادی آن در جامعه موضوعی است که باید از آموزه‏های قرآن و عترت بهره برد. بدون بهره‏وری از آموزه‏های وحی این مهم برآورده نمی‏شود. در همین رابطه چند محور را با توجه به رهنمون‏های قرآن و عترت، مورد توجه قرار می‏دهیم. چه چیزی را انفاق کنیم؟ یکی از محورهای مهم انفاق این است که انسان بداند چه چیزی را باید انفاق نماید. آیا چیزهایی که به کار خودش نمی‏خورد و اضافات زندگی است. و یا کالا و طعامی که به آن بی‏رغبت است، باید انفاق نماید! این گونه انفاق نقش سازنده را به عهده ندارد. زیرا اگر چیزی بی‏اهمیت باشد و خودش نسبت به آن تمایل ندارد انفاق نماید، هیچ گونه نقش سازنده در شخص انفاق کننده ایفا نخواهد نمود. 
در همین راستا دستور دینی این است که از آنچه به آن علاقه‏مند هستید و دوست می‏دارید، انفاق کنید. یعنی چیزهایی که در زندگی به کارتان می‏آید. چیزهایی که نقش محوری در زندگی شما دارد و آن را دوست می‏دارید در راه خدا انفاق نمایید، انفقوا من طیبات ما کسبتم. [1] «از پاک‏ترین دست‏آوردهای خود انفاق کنید.» و نیز می‏فرماید: لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون. [2] «به نقش سازنده انفاق (نیکوکاری) دست نخواهید یافت، تا از چیزهایی که دوست می‏دارید انفاق نمایید.» امام سجاد علیه‏السلام از بهترین نعمت‏های خدا که در اختیار داشت مانند آرد، گوشت، خرما، مغز گردو، پول نقد، انفاق می‏نمود. [3] . 

پی نوشت ها: 
[1] بقره، 267. 
[2] آل عمران، 92. 
[3] خصال، ج 2، ص 517، بحار، ج 46، ص 11. 

منبع: امام سجاد الگوی زندگی؛ حبیب الله احمدی؛ فاطیما چاپ دوم 1384.




نوع مطلب : فضائل امام سجاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 24 فروردین 1393
آرش رضایی
تلاش و معاش
امام سجاد علیه‏السلام می‏فرماید: تلاش برای تأمین معاش خانواده در نزد من ثوابش از آزاد کردن بنده برتر است. لان ادخل السوق و معی لعیالی لحما و قد قرموا الیه احب الی من ان اعتق نمسة. [1] «به بازار آمدن و نیازهای خانواده‏ام را تأمین کردن گواراتر است در نزد من از آزاد نمودن بنده.» تا آنجا که تأمین معاش را به عنوان یک تعهد الهی بر خویش لازم می‏داند و می‏فرماید: اگر در برابر معاش و ساماندهی زندگی خانواده‏ام و دیگران مسؤول نبودم، هیچ گاه سر از عبادت خدا برنمی‏تابیدم، و لولا ان لاهلی علی حقا و لسائر الناس... لرمیت بطرفی الی السماء و بقلبی الی الله. [2] . 
در رفتار هم، می‏بینیم حضرت تلاش فراوان بر آبادگری و سازندگی دارد. آن گونه که افزون بر تأمین زندگی خویش بخش عظیمی از آسیب‏ها و کمبودها را ترمیم می‏کند و زندگی دیگران را ساماندهی می‏نماید. مواردی که در زندگی حضرت مشاهده می‏شود، به خوبی گواهی می‏دهند که سید الساجدین علیه‏السلام تا چه مقدار بر این امر مهم اهتمام داشته‏اند. با این که از مدیریت عمومی محروم بودند و سیستم اقتصادی جامعه و اموال عمومی و سرمایه‏های کلان خدادادی مانند منابع و معادن در اختیار حضرت نبود، اما از تلاش و سازندگی خویش تا چه مقدار به ساماندهی اقتصادی پرداخته‏اند. 
حضرت در هنگام پگاه برای به کف آوردن روزی حلال از خانه بیرون می‏رفتند، کان علی بن الحسین علیه‏السلام اذا اصبح خرج غادیا فی طلب الرزق. [3] امام سجاد علیه‏السلام در کنار پانصد اصل نخل در نخلستان خودش هزار رکعت نماز به جای می‏آورد، فکان یصلی عند کل نخلة رکعتین. [4] معلوم می‏شود تا چه مقدار به آبادگری توجه داشته که پانصد اصل نخل در اختیار داشته است که از منابع این گونه آبادگری می‏تواند به آسیب‏پذیرهای جامعه، آن گونه امداد رسانی نماید. امام سجاد علیه‏السلام آن مقدار انبان به دوش کشید و نیازمندی‏های خانواده‏ها را تأمین نمود که شانه‏های حضرت پینه بسته بود. امام سجاد علیه‏السلام صد خانواده نیازمند را در مدینه به طور مستمر تأمین می‏نمود، و لقد یعول مأة اهل بیت من فقراء المدینة. [5] امام سجاد علیه‏السلام هزار بنده را با اموال خویش خریدار و آزاد ساخت. [6] امام سجاد علیه‏السلام چهل مرتبه به حج و عمره مشرف شد. این هزینه‏ها به خصوص آن دو قلم نخست (تأمین صد خانواده و آزاد کردن هزار بنده) قلم درشتی می‏باشد که حضرت باید از امکانات بالایی بهره‏مند باشد تا در انجام این گونه کارهای خیر توانا باشد. امام سجاد علیه‏السلام که اموال عمومی بیت المال و یا منابع و معادن در اختیار نداشت، این تلاش‏ها را از حاصل نخلستان خودش، از آبادگری و سازندگی خودش ساماندهی نمود. 
اینها محورهای برجسته فضایل امام معصوم علیه‏السلام در امر سازندگی است که زمینه الگوگیری برای پیروان آن، در هر زمان فراهم می‏سازد. اگر امام سجاد علیه‏السلام در عبادت و پرستش و نماز و روزه این چنین نمونه است، که هزار رکعت در شبانه روز نماز می‏گزارد؛ در تلاش و سازندگی و آبادگری و اهتمام به امور اجتماعی نیز این گونه نمونه است که پانصد اصل نخل ببار می‏نشاند و هزار بنده آزاد می‏سازد. و صد خانواده محروم را پوشش می‏دهد. همان طور که خود حضرت شفاف ساختند، پاداش این تلاش‏ها از پاداش نماز و روزه کمتر نخواهد بود. از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نیز این گونه رهنمون رسیده است که عبادت، هفتاد قسم است که برترین آنها طلب حلال است، العبادة سبعون جزء افضلها طلب الحلال. [7] که عبادت تنها نماز و روزه نیست، هر کار سازنده به نام خدا و برای خدا عبادت است. 

پی نوشت ها: 
[1] وسائل، ج 15، ص 251. 
[2] بحار، ج 46، ص 57. 
[3] وسائل، ج 12، ص 43. 
[4] خصال، ج 2، ص 517. 
[5] خصال، ج 2، ص 518، طبقات، ج 5، ص 511. 
[6] ارشاد، ج 2، ص 142. 
[7] فروع کافی، ج 5، ص 78. 

منبع: امام سجاد الگوی زندگی؛ حبیب الله احمدی؛ فاطیما چاپ دوم 1384.




نوع مطلب : فضائل امام سجاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 24 فروردین 1393
آرش رضایی
صاحب کتاب «و فیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان» (متوفی 681 ه) درباره امام سجاد علیه‏السلام می‏گوید: 
«هو أحد ائمة الاثنی عشر و من سادات التابعین قال الزهری: ما رأیت قرشیا أفضل منه»... و کان یقال لزین‏العابدین ابن الخیرتین لقوله صلی الله علیه و آله «لله تعالی من عباده خیرتان، فخیرته من العرب قریش و من العجم فارس»... و کان زین‏العابدین کثیر البر بأمه حتی قیل له انک أبر الناس بأمک و لسانا نراک تأکل معها فی صحفة فقال: أخاف أن تسبق یدی الی ما تسبق الیه عینها فأکون قد عققتها... و فضائل زین‏العابدین و مناقبه أکثر من أن تحصر» [1] . «ابوالحسن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب (رضی الله عنهم أجمعین) معروف به «زین‏العابدین» یکی از ائمه دوازده‏گانه و از بزرگان تابعان است. و زهری گفت: کسی را از قریش ندیدم که برتر از علی بن حسین علیه‏السلام باشد»... و به آن حضرت «ابن الخیرتین» گفته می‏شد به دلیل فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله که فرموده: خداوند از بندگانش دو تیره و قبیله را برگزیده: از عرب قریش را و از عجم فارس را... زین‏العابدین به مادرش زیاد نیکی می‏کرد و به او فوق‏العاده احترام می‏کرد روزی به او گفته شد: تو با این که بیش از همه به مادرت احسان و نیکی می‏کنی ولی نمی‏بینیم با او از یک ظرف غذا میل کنی؟ فرمود: از این می‏ترسم که دستم به سوی غذائی دراز شود که قبل از من چشم مادرم به آن افتاده است... خلاصه فضائل و مناقب امام زین‏العابدین علیه‏السلام بیش از آن است که به شمار آید». «ابن خلکان» در ضمن ترجمه مبسوط تحت عنوان «ابوفراس همان الفرزدق» (متوفی 110 ه) می‏نویسد: «و تنسب الیه مکرمة یرجی له بها الجنة و هی: انه لما حج هشام بن عبدالملک فی أیام أبیه، فطاف و جهد أن یصل إلی الحجر لیستلمه، فلم یقدر علیه لکثرة الزحام». به فرزدق یک جوانمردی و مکرمتی نسبت داده شده که امید است در اثر آن به بهشت برود و آن این که هشام بن عبدالملک در زمان پدرش به عنوان انجام مناسک حج به مکه آمد و طواف کرد و کوشید خود را به حجرالأسود برساند و آن را استلام کند از کثرت ازدحام نتوانست. آن وقت در مسجد الحرام منبری برای او نصب کردند و بر بالای منبر قرار گرفت به 


ادامه مطلب


نوع مطلب : از نگاه اهل سنت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 24 فروردین 1393
آرش رضایی
ابوبکر احمد بن الحسین البیهقی الشافعی
از اکابر علما و بزرگان محدثین بوده (متوفی 458 ه) و تأیفات زیادی از خود بجا گذاشته که از جمله آنها «السنن الکبیر» است او می‏گوید: «ان جاریة تسکب علیه الماء یتهیأ للصلاة فسقط الابریق من یدها علی وجهه فشجه. فرفع رأسه الیها فقالت: ان الله یقول: (و الکاظمین الغیظ) قال: قد کظمت غیضی، قالت: (و العافین عن الناس) قال: قد عفا الله عنک، قالت: (و الله یحب المحسنین)، قال: إذهبی فأنت حرة» [1] . «یکی از کنیزان امام علی بن حسین علیه‏السلام به هنگامی که آب روی دست امام برای گرفتن وضو می‏ریخت، ظرف آب را از دستش افتاد و صورت آن بزرگوار را شکافت. امام از روی خشم سر بلند کرد کنیز بلافاصله گفت: خداوند در قرآن می‏فرماید: (و الکاظمین الغیظ) امام فرمود: خشم خود را فرو بردم، عرض کرد: (و العافین عن الناس) فرمود: تو را بخشیدم خدا تو را ببخشد، کنیز مجددا گفت: (و الله یحب المحسنین) امام فرمود: تو را در راه خدا آزاد کردم». 

پی نوشت ها: 
[1] الدر النثور، ج 2، ص 73 - ذیل آیه 134 سوره آل عمران. 

منبع: امامان اهل‏بیت در گفتار اهل سنت‏؛ داود الهامی؛ مکتب اسلام چاپ اول پائیز 1377.




نوع مطلب : از نگاه اهل سنت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 24 فروردین 1393
آرش رضایی
عبدالرحمن بن حفص القرشی
«کان علی بن الحسین بن علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام اذا توضأ أصفر، فیقول له أهله: ما هذا الذی یعتادک عند الوضوء؟ فیقول: أتدرون بین یدی من أرید أن أقوم؟» [1] . «علی بن حسین وقتی که می‏خواست وضو بگیرد رنگش زرد می‏شد، از خاندانش به او می‏گفتند: این چه حالی است که به هنگام گرفتن وضو بر تو عارض می‏شود، می‏فرمود: آیا می‏دانید در مقابل چه کسی می‏خواهم بیایستم»؟! 

پی نوشت ها:
[1] کفایة الذالب، ص 449. 

منبع: امامان اهل‏بیت در گفتار اهل سنت‏؛ داود الهامی؛ مکتب اسلام چاپ اول پائیز 1377.




نوع مطلب : از نگاه اهل سنت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 24 فروردین 1393
آرش رضایی


( کل صفحات : 21 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic